تبليغاتX
داستانهای کلبه کوچک ما


داستانهای کلبه کوچک ما











 

یادش بخیر ...

    خیلی کوچک بودم اما خوب یادم هست که مردم به خیابانها ریختند و شادمانی می کردند . یادم هست که شیرینی می دادند و خوش بودند ...

بگذریم . کاش حماسه ها همیشه برای ما جاودان باشند و ماقدردان حماسه سازان .

 

 یادش بخیر

 

     راستی موقع جستجو برای عکس دوتا مطلب خیلی جالب هم پیدا کردم که خوندش خیلی عالیه .

     اولی در مورد همون شعر معروف ممد نبودی ببنی ... هست که در وصف فرمانده غیور خرمشهر شهید محمد جهان آرا و همرزماشه که حتما بینید ... خیلی جالبه . از اینجا ببنید +++ ( بعد شما این شعر رو دست کم بگیرید )

    دومی هم در مورد خود همین حماسه بود که اون هم خیلی جالب بود . ببنید بد نیست .از اینجا ببنید +++

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 1:14  توسط یک پدر   |