تبليغاتX
داستانهای کلبه کوچک ما


داستانهای کلبه کوچک ما











بسم رب المهدی

اول سلام به همه منتظرین . . .

آخرین روز بهاری هم آمد وما این بهار را هم بدون منجی عالم مهدی (عج) به پایان رساندیم.

نمی دونم تا حالا انتظار ی کشیدید که تمام وجود شما رو فرا گرفته باشه و از عمق جانتون از خدا طلب کنید که به سر برسه؟؟؟

تمام مقدمات کار رو فراهم کرده باشید و فقط منتظر باشید؟؟؟

بحث از انتظار زیاده،اما گاهی اوقات بعضی چیزها ی کوچیک تلنگری بزرگ می شوند برای ما که بدونیم چه قدر از مهدی فاطمه دوریم و فقط نام منتظر رو به یدک می کشیم

حدود یک هفته است که تلفن ها به خونه ما سرازیره که : مسافر کو چولو تون هنوز نیومده؟؟؟

همه به نوعی منتظرند ، مادر بزرگها ، پدر بزرگها و خاله ها وعمه ها و . . . ، همه نگران به دنیا  اومدن ،نه بهتر بگم منتظر به دنیا اومدن یه موجود پاکند،واقعا هم با تمام وجودشون انتظار می کشند همین طور من و کمیل عزیزم. . .

 

طلوع خورشید حجاز آیا شود ؟؟؟

 

اما تا حالا شده این جوری منتظر آقامون باشیم؟؟؟

حتی شده تا این حد نگران ظهورشون باشیم؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 0:55  توسط یک مادر  |