تبليغاتX
داستانهای کلبه کوچک ما


داستانهای کلبه کوچک ما











   الحمد الله از مشهد برگشتیم . سفر به یادماندنی بود . چون علاوه بر پدر و برادر ، توفیق همسفر بودن با پدربزرگ و مادربزرگ و یکی از عموها و یکی از عمه ها هم بود .حالا این بار برعکس دفعه قبل تو تهیه بلیط زودتر عمل شده بود و مشکلی نبود .هرچند بلیط برگشت به اشتباه از نوع خاصی از قطارها تهیه شده بود که دارای صندلی های اتوبوسی هستند و خب اون هم در نوع خودش خاطره ای بود .

    غیر زیارت که انشا الله همیشه برای اون اهلیت و معرفت بیشتر کسب بشه ، جالبترین لحظه تو سفر دیدن جناب ارمینه  بود و از اون بهتر اینکه اخوی ما که دوربین عکاسی خودش رو اورده بود داخل صحن بدون اینکه حتی بنده هم بدونم سر رسید یه عکس با همین دوست عزیز گرفتیم .

   حالا این عکس خیلی قیمتیه . دلیلشه باشه بعد انتخابات ؟؟!!

اما خب همیشه دلتنگی حرم اما رضا (علیه السلام ) هست . فرق نمی کنه که چقدر گذشته باشه از آخرین زیارت . انشا الله به زودی قسمت بشه و مجدد توفیق زیارت پیدا کنیم . خیلی حرفها بود که بماند .

دلتنگتیم یا حضرت رضا (علیه السلام )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387 ساعت 0:36  توسط یک پدر   |