تبليغاتX
داستانهای کلبه کوچک ما


داستانهای کلبه کوچک ما











سلام

از آخرین پست بنده تو این وبلاگ خیلی می گذره . تو این مدت  خیلی چیزها بود که می خواستم بنویسم و نشد . امسال تقریبا از ۲۰ اسفند ماه تا ۲۵ فروردین تو مسافرت بودیم و جدا خیلی خسته شدیم . شهرهای زیادی رو دیدیم و خیلی جاها رو ندیدیم .( منظورم خیلی جاها که دوست داشتیم بریم ولی به جهت شلوغی برنامه نشد ) البته تو این حین خیلی از دوستان حوزه اینترنت رو دیدیم که انشا الله به مرور عرض می کنم .

 ۲۰ اسفند سفر رو با این دوست - برادر - شروع کردیم . هرچند که مدتها است این برادر ما نمی نویسند ، اما خب یکی از بهترین برکات دنیای مجازی برای حقیر آشنایی با همین دوستمون بوده . سفر به جنوب رو تنها بودم و نمی شد که اسما خانوم رو ببریم . برای هیمن هم مادر اسما مثل همه مادرها ، از خود گذشتگی کردند و موندن . تو منطقه خیلی ها رو دیدیم .  اونهایی که یادم مونده این عزیزان بودن که تو دوکوهه و شب آخری که برمی گشتیم دیدمشون . (این دوست خیلی قدیمی  و این دوست پر انرژی و گاهی پر دردسر و جوان  ) . منطقه امسال خیلی شلوغ بود . تو این چند سالی که میریم تا بلکه چیزی مشاهده کنیم  و هنوز هیچی مشاهده نکردیم و فقط دیدیم و اومدیم و بعد چند روز هم که انگار هیچی ندیدیم ، هیچوقت منطقه رو اینقدر شلوغ ندیده بودم .

 مناطق جنگی یا همون سرزمینهای نور  پتانسیل بالایی دارند  که متاسفانه کمتر توجه می شه . امسال هم چند نکته ای که از همون سالهای اول به نظر ماهایی - که زیاد تردد می کنیم اونجا - باز هم ناقص بود . هرچند زحمات زیادی کشیده شده ، اما هنوز خیلی کارها هست ، که باید انجام بشه .

اولین موضوع که فکر می کنم خیلی مهمه اینه که کاروانهای راهیان نور رو ـ البته از نوع دانشجوئیش - حتی الامکان مختلط  نبرند . انصافا حتی تو بهترین کاروانها همیشه اتفاقاتی می یوفته که قاعدتا بار معنوی سفر رو کم می کنه . و این به نظرم به نوع دانشگاه و میزان تقوی دانشجو هم ربطی نداره ـ لازم یاد آوری کنم که حضرت آقا هم اصرار و توصیه دارند که مختلط برده نشه - قاعدتا کاروانهای مختلط بار معنوی واقعی شون  - دقت کنید واقعی - کمتری دارند  .

دومین موضوع اینه که قرار نیست همه و به هر قیمتی یه عده رو جمع کنند و ببرند مناطق جنگی . به هر حال یه سری آشنایی های اولیه با مناطق جنگی نیازه و فکر می کنم می تونند تو یکی - دو سال با کمک کسانی که رفتند این کار بکنند تا نکات مهم اردوی جنوب رو یاد بگیرند یا حداقل می تونند مشاوره بگیرند .

سومین موضوع که فکر می کنم خیلی مهمه و خیلی مفصله بر می گرده به شرایط فیزیکی خود منطقه . اینکه ما هر سال بیایم و مناطق جنگی رو از اون حالت جنگی تغییر بدیم و اونجا را تنها به ماکت بزرگی تبدیل کنیم که صداهای دالبی آقا سید مرتضی رو هم خوب می تونه پخش کنه کار مهمی نیست . به نظر حقیر فراهم کردن امکانات بهداشتی اولیه در مناطق و امکانات رفاهی مختصر برای زائرین خیلی مهمتره . قرار دادن راویانی که انصافا حداقل در مناطق حضور داشته بودند ( این فعل یعنی چی ؟؟!!) و یا حداقل دارای اطالاعات تکمیلی مفید باشند هم خیلی خوبه . در مورد راویان یک نکته خیلی مهمه و اون هم اینه که نمی دونم چرا اکثر راویان رو جو می گیره و فکر می کنند جزو سلسله جلیله روحانیت هستند و حتما باید آخر روایتشون  رو با روضه تموم کنند و خوب گاهی صدای خش دار و روضه غلط و فضای نا مناسب و خیلی چیزهای دیگه آشی درست می کنه که کاش درست نشه .

خیلی چیزهای دیگه است که بماند ...

و اما بعد ...

این روزها دیگه همه جا حرف انتخاباته . انشا الله که خیر باشه و بی تقوایی نشه .

بچه محل

 

و جالبتر اینکه این آقا بچه محل ماست . گاهی که می ریم مسجد نزدیک خونه نه مسجدی که خودمون از بچگی میریم اونجا میبینمش. روحیه خوبی داره یعنی جسارت خوبی داره . گاهی بین دو نماز بلند می شه و یک دفعه مثلا می گه مردم گناه نکنید که خداوند گناه کاران را دوست ندارد و بعد یه آیه قرآن هم می خونه .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 ساعت 23:54  توسط یک پدر   |